تبليغاتX
...!

سلام خدايا

امروز چند نفر به دنيا ميان؟جند تاشونو خوشبخت ميكني؟

خداجونم مرسي كه منم خوشبخت كردي

بوس بوس خدا جون

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 13:40  توسط   | 

دلم تنگ شده

دلم برای مامانم تنگ شده برای بابام تنگ شده برای الی تنگ شده برای ول گردیام تنگ شده برای همه چی تنگ شده

بغضم گرفته دلم میخواد گریه کنم چیه چیش تعجب داشت آره منم دل دارم منم دلم میگیره

خدایاااااااااااااا

خيلي سخته كه بغض داشته باشي ، اما نخواي كسي بفهمه ...

هیچی نگو وقتی نمیفهمی چی میگم هیچی نگو همین جور ساکت بشین وگرنه یه جور دیگه جوابتو میدما از من گفتن بود حالا گوش نکن

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 12:51  توسط   | 
حالم خوبه خیلیم خویه

یه جایی بودم که حتی تو خواب هم نمیدیدم

پیش امام رضا تا حالا نرفته بودم تا حالا دستمو به حرم امام رضا که هیچی چند سالی بود که به حرم هیچ امام زاده ای نزده بودم خیلی دور شده بودم خیلی زیاد اما یه دفعه سر از مشهد در آوردنم وااااااای خدای من عجب حسی داشتم چقدر قشنگ بود

آخه من کجا مشهد کجا حرم امام رضا کجا !!!!

نمیدونم شاید سالی یکی دوبار میری مشهد و برات یه جای معمولیه اما برای کسی مثل من که تا حالا اون جور محیطی رو حس نکرده بود یه چیز دیگس

دیگه چیزی ندارم که بتونم بنویسم

فعلا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 9:19  توسط   | 

می توانم براحتی
خاطره تو را
در دوردست ترین بی نهایت
زیر خروارها فراموشی
دفن کنم !.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 9:4  توسط   |