دنبالم میکند
یکی از همین قفس من
برایش بساز
تا آدم شود
جوجه هامودارم میشمارم هر چی میشمارم کم شده که زیادنشده حتی همونم نمونده!
دیروز صبح و تی ای جرم و ا استاد و ...![]()
دیروز صبح و دوباره کوئیز جرم و الو مینا الهی محبی بمیره![]()
دیروز صبح و این دفعه زرنگ بازی و تا ته جواب سوالا رو از خور تی ای گرفتن ![]()
دیروز ظهر و دوباره ریاضی ۲ رو پیچوندن و ...پیاده برو تا بشه ۳![]()
دیروز بعد از ظهر و یه ذره حسای خوب خوب و ...![]()
دیروز بعد از ظهر و خواب و زینگ زینگ گوشی و ااا مامانه و اوهوم اوهوم جانم مامی و مگه نرفتی سر کلاس و نه تشکیل نشد و ![]()
دیروز عصر و تو ذوق یکی دیگه زدن و از دلش بعدش دراوردن و رو اعصاب یکی دیگه راه رفتن و ![]()
دیشب و اا الی خاله هم مثل تو پچ پچی درس میخونه و ![]()
دیشب و حس دلت بخواد تو خونه باشی و این دفعه نه ناراحتی و نه حس پشیمونی و نه هیچی فقط یه ذره دلت بخواد اتاق خودت رو و تخت خودت رو و دیوارای خودت رو ![]()
پ.ن.من هنوز نمیدونم چرا به طور دوره ای با یه عده از افراد چپ بیاتفتم آیا؟!
یکی از نگرانیهایم حالا
روی بالش بودن پاهایم است
که نمی دانم چرا
به این یکی که می توانم پایان نمی دهم
مثل همیشه
به خودم کمک نمی کنم
مثل همیشه...
آرام باش
آرام باش
تو خدا را داری...
آن حقیقت،آن یگانه، آن هوادار شبانه
آرام باش...آرام باش
تو خدا را داری...
آن معبود، آن پاك، آن همه خوبی و احساس و بهار را داری!
آرام باش!...
آرام باش
تو خدا را داری...
پس نگو تنهایم، پس نگو بی یاور، بی یارم
تو خدا را داری
یعنی عشق، معبود، سنگ صبور دل من، دل تو
پس خموش!!!
ما خدا را داریم...
نه هر وقت می خواهمت
هر وقت دلت می خواهد میایی
برنامه ی منظم روزانه ام را
با یک نگاه بهم می ریزی
تصمیم های قطعی تازه ام را
با یک لبخند دود می کنی می فرستی هوا
رویاهایی از آن گونه که دوست می دارم
برایم نقش می زنی
سرم که گرم شد
پاهایم که سست شد
نفست را که کم کم باور کردم
باز مرا
پشت دری که طعم بوسه می دهد
جا می گذاری...
باز مرا جا می گذاری...
پ.ن.What does it mean?
برای یه بارم که شده بگو کجا رو اشتباه رفتم؟

جدیدا برای کسب انرژی مثبت
به ترانه های بند تمبونی هم متوسل شدم !
_________________________
دیدی تو شبات ستاره بیداره
دیدی که زمونه با دلت یاره
امشب رسیدی به هرچی می خواستی
دیدی که خدا چقدر دوسِت داره!!!!!!!!
پ.ن.وقتی پامو گذاشتم این خراب مونده و کولم رو انداختم رو دوشم و برای اولین بار سنگینیش رو حس کردم و یادم افتاد که خدای من کی میبره اینو تا خوابگاه...یه لحظه گوشیم رو گرفتم دستم و شماره ی همه ی اینا رو گرفتم و قبل از اینکه وصل بشه قطع کردم:ع!م!ع!ح!!!!
دورغ میگفتید حتی اون وقتی هم که به خیالم داشتید بهم راست میگفتید بازم داشتید دروغ میگفتید!من نه دختر شما بودم نه مثل دختر شما نه هیج جیز دیگه ای!!!شاید از اولشم درستش این بود که رابطمون همین جوری باشه!
پ.ن.به همه جیش میارزید:حد اقلش این بود که الان رو پای خودم وایستادم!
پ.ن.خوب که نه عالی بود!
یعنی بیای
یعنی take off بکشی
که دختره جیغ بزنه و که تو خواسته باشی که جیغ بزنه
که من بخندم و که تو خواسته باشی من بخندم
که من بیام و کیفم رو پرت کنم تو ماشین
که تو یه نگاه الکی اخمو بندازی و پرتش کنی عقب
که من بگم دیوونه
که تو بگی خوبه خوبه
که من همشو یادمه
که تو هم یادته آیا؟
چقدر بیکاره دلم!!!