تبليغاتX
...! - 204
آقا امروز مینا آمد پیش ما

یعنی من و مینا رفتیم یک جایی
و درس خواندیم
و یک فیلم دیدیم که نمیشود اسمش را اینجا آورد چون وبلاگمان ف.ی.ل.ت.ر میشود
و ما خنده های شبیه خودمان را در آن فیلم دیدیم
و دختر خنده شبیه ما در آن فیلم مُرد
و من و مینا گشنگی کشیدیم
و مامانم قطعا دعوایم خواهد کرد اگر بفمد به مهمانم نهار نداده ام
آخر مامان من نمیداند که من گفتم نهار بخوریم مینا جان و مینا گفت نه مریم جان
و ما به جای نهار چیز ها خوردیم
و من باز هم قسمتی را خواب بودم
و مینا جریمه شد یعنی گفت که شده ولی بعد گفت آقاهرو خر کرده اما هر چه اصرار کردم نگفت چرا و چگونه و با چه ترفندی و بهد گفت که آقاهه خودش داد من گفتم میـــــــنا؟و او تاکید کرد که تخفیف را میگوید
و باز مینا به پیش ما خواهد آمد
تا بهانه ای باشد برای درس خواندن و فیلم سانسور شده و نشده ببینیم
و مینا چنگال ها را شست
و من نگفتم که بشوردا
و این را گفتم تا بدانید مینا مهمان سوسولی نیست و من صاحب خانه ی بدی نیستما
و مینا یک فیلم هم در غیاب من دید.من نمیدانم چه فیلمی ولی تک خوری کرد مینا و گفت خــــــــــــــــیلی قیلم بودا و مهشید نبود تا ابر های سوال بالای سرمان را بترکاند ولی مینا یک تنه خودش حریف همه ی سوالات شده و گفت که search علمی کرده (به قول ابول که هر وقت مارا میبیند کله اش را میچرخاند که ما را نبیند و فکر میکنند که ما هنوز به دنبال شیرینی هستیم و الحق که اشتباه هم فکر نکرده:علـــــــــــــــــــــــــــــــــــمی؟)و سوالات دارد در محلول های مغز مینا یکی یکی یکی تک تکی حل میشود.
و ما مینا را دوس داریم
و مینا عزیز دل ماس
و به خاطر آنکه مینا مهمان خوبی است ما به خانه ی خویش نیز دعوتش خواهیم کرد
و ما به مینا گفتیم و نشان دادیم که همینی هم که خواندیم خودش کلی بود
و ابر تعجب بود که یکی پس از دیگری بالای سر مینا ظاهر میشد
و همان به که مینا روسری بر سر نداشت وگرنه این ابر ها روسری اش را مچاله میکردند و ما مجبور بودیم یک ساعتی را در محل سمینار های دخترانه ی دانشکده بگدرانیم تا ایشان(یعنی همان مینا جان)آنرا مرتب کنند.
راستی دلمان هم کلی برای همان دختری که دیروز قبل از خوردن بستی دروغ میگفت مثل همان حیوان باوفا تنگ شده بازم خیـــــــــــــــلی

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 21:13  توسط   |